سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما

خرید بک لینک

موسیقی ما - تیزر آلبوم کنسرتو برای ويلن و ارکستر، اثر چايكوفسكي به نوازندگی امین غفاری منتشر شد. این آلبوم قرار است پایان دی ماه راوانه بازار شود.

کنسرتو ویلن چایکوفسکی، يكي از معتبرین، زيباترین و در عين حال دشوارترين قطعات موسيقي كلاسيك دنیا به شمار میرود و از این جهت برای علاقمندان موسیقی از جایگاه ویژهای برخوردار است. در جشنواره فجر موسیقی سال گذشته این قطعه توسط امين غفاري و اركستر پاسارگاد اجرا شد و توانست مقام اول را به همراه ارکستر در جشنواره از آن خود کند. پس از موفقیت این اثر غفاری تصمیم به ضبط اين كنسرتو و انتشار آن براي نخستين بار در ايران گرفت.

منتهی با وجود تمايل زياد ضبط کنسرتو ویلن چایکفسکی با اركستر پاسارگاد به دليل عدم حمايت مالي از طرف حاميان و هزينههاي زياد ضبط اين كار با همراهي اركستر پاسارگاد، امین غفاری تصمیم گرفت تا این قطعه را با فایل آماده همراهيكننده ضبط کند. لازم به ذکر است، فايلهاي آماده همراهيكننده در سراسر دنيا بدين گونه است كه بخش همراهيكننده بدون تكنوازی ضبط شده و فايل بدون بخش سولو در اختيار نوازندگان قرار ميگيرد تا بتوانند بر روي اين فايل بنوازند.

ناگفته نماند، امین غفاری سرپرست و مدیر ارکستر سمفونی پاسارگاد است و در سال ٢٠١٥ در جمع ٢٥ برگزیده مسابقات جهانی ویلن خاچاطوریان قرار گرفته و به عنوان سولیست با بسیاری از آهنگسازان برجسته همکاری داشته است
سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما...

ما را در سایت سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 230 تاريخ: چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت: 22:05

سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما...

ما را در سایت سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 213 تاريخ: چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت: 22:05

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرسهای پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل میشوند.
  • خطوط و پاراگرافها بطور خودکار اعمال میشوند.

- - , .

سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما...

ما را در سایت سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 223 تاريخ: چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت: 22:05

سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما...

ما را در سایت سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 211 تاريخ: چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت: 20:52

موسیقی ما - کمتر خوانندهای این بخت را دارد که اثرش این چنین فراگیر شود؛ برای «سحر محمدی» اما این اتفاق افتاد. او خوانندهی جوان و البته خوشصدایی است که میتواند در این تنگنای کمبود خوانندگانِ زن به عنوان یک هنرمند آتیهدار برای موسیقی ایران به حساب بیاید.

او قطعهای برای «ماهبانو» به سرپرستی «مجید درخشانی» خواند تا برای کنسرتهای بانوانی که قرار بود برگزار شود، تبلیغ کند. کار اما از شبکههای ماهوارهای سر در آورد. او، مجید درخشانی و دیگر اعضای گروه البته بارها اعلام کردهاند که این مسأله بدون اجازه و آگاهی آنها صورت گرفته؛ اما اتفاق رخ داده بود و این سرآغاز داستانهای دنبالهداری برای آنها شد. از ممنوعالفعالیتی گرفته تا ممنوعالخروجی و حتی منع تدریس!

«سحر محمدی» در این مدت از هیچکدام از این اتفاقات حرفی نزده است. خیلیهای دیگر هم سکوت کردند. خیلیها که انتظار حمایت از آنها میرفت. حالا اما «محمدی» در گفتوگو با سایت «موسیقی ما» از تمام اتفاقاتی میگوید که در این مدت نزدیک به دوسال برای او پیش آمده است.

***

  • * به نظر میرسد که این روزها جوانان در حوزهی موسیقی بسیار فعال شدهاند؛ آنقدر که نقش تعیینکنندهای نسبت به هنرمندان نسلهای قبل از خود دارند. این در حالی است که آنها تنگناها و مشکلاتی داشتهاند که در نوع خود عجیب است. از شیوهی آموزش گرفته تا محدودیتها برای روی صحنه رفتن و مسائلی از این دست.
درست است که در حال حاضر با محدودیتهایی در زمینهی گرفتن مجوز برای انتشار اثر و همچنین اجراهای صحنهای مواجه هستیم، اما خوشبختانه بیش از هر زمان دیگری هنرمند بااستعداد وجود دارد که البته بسیاری از آنها حضوری فعال در عرصهی موسیقی ندارند و نمیتوانند فعالیتهای روشنی در این زمینه انجام دهند. با این حال، گاه آثاری منتشر میشود که بسیار قابل توجه است. برای مثال چندی قبل دو اثر «گذر» کار آقای «سیاوش روشن» و همچنین «دستاس» کاری از «پیام جهانمانی» به انتشار درآمد که کارهای بسیار باارزشی هستند. ای کاش در رسانهها و از همه مهمتر در جشن سالانهی «موسیقی ما» به آثاری از این دست توجه بیشتری شود. من امسال برای اولین بار به این جشن آمدم و بسیار لذت بردم. اینکه یک مهمانی برگزار میشود که تمام هنرمندان در هر سبکی در آن حضور دارند، اتفاق بسیار مهمی است. امیدوارم این قبیل جشنها بیشتر و هر سال پربارتر از گذشته برگزار شود و از سوی دیگر، هنرمندان بدون دغدغه به رقابت با یکدیگر بپردازند.
  • * و سهم زنان در این میان چیست؟
خوشبختانه هماکنون صداهای بسیار خوبی در میان خانمها دیده میشود؛ اما به نظر میرسد نوازندگی زنان در این سالها پیشرفت بسیار زیادی کرده و آنها بسیار توانمند شدهاند. نوازندههای زن این روزها روی صحنه بسیار باقدرت ظاهر میشوند و گاهی حتی از نوازندگان مرد نیز بیشتر میدرخشند و من از این بابت بسیار خوشحالم.
  • * اینکه با تمام محدودیتهایی که برای بانوان فعال در عرصهی موسیقی وجود دارد، آنها هر روز بیشتر از گذشته فعال میشوند هم اتفاق جالبی است.
بله، نکتهی جالب آنکه بسیاری از کسانی که به کلاسهای آواز میآیند، محدودیتها را میدانند؛ اما میگویند میخواهیم برای دل خودمان بخوانیم. میگویند با آواز خواندن حالشان خوب میشود. به هر حال موسیقی ما بسیار غنی است و حالا توانسته بخشی از پتانسیل خود را بروز دهد. از سوی دیگر، خوشبختانه سطح فرهنگ مردم بسیار بالا آمده و درکشان نسبت به اصالت موسیقی و موسیقی ایرانی خیلی بیشتر شده است. در این میان، جوانانی هم در حوزهی موسیقی فعالیت میکنند که توانستهاند طیف بیشتری از مردم را با این موسیقی آشنا کنند؛ مثلاً «همایون شجریان» و برادران پورناظری در موسیقی سنتی ما تحولاتی به وجود آوردند که این موسیقی را بیش از هر زمان دیگری به میان مردم برد و ما بازتاب آن را هماکنون مشاهده میکنیم. من بسیاری از هنرجویان را میبینم که میگویند، میخواهند کارهایی شبیه آثار آخر «همایون شجریان» بخوانند. چه اتفاقی از این بهتر که بتوان با تحولاتی مثبت در موسیقی، جوانان را به سمت آن کشاند. به نظرم همایون شجریان در این میان نقش بسیار مهمی را ایفا کرده است.
  • * شما در حال حاضر نزدیک به دو سال است که ممنوعالفعالیت هستید. دربارهی این موضوع که ممنوعالفعالیتی میتواند چه تأثیری در زندگی یک هنرمند -آن هم در اوج جوانی و فعالیت- بگذارد، در ادامه صحبت خواهیم کرد؛ اما در ابتدا لطفاً توضیح بدهید که اصلاً چرا چنین تصمیمی دربارهی شما گرفته شد.
شما پیش از این مدت در جریان فعالیتهای من بودهاید؛ اینکه با مجوز وزارت ارشاد همراه با چند گروه به صورت همخوان فعالیت میکردم و همچنین در اپرای حافظ و چند موسیقی فیلم نیز حضور داشتم. تا اینکه چند کلیپ بدون اجازه و اطلاع ما از برخی شبکههای ماهوارهای پخش شد و همین مسأله مشکلات زیادی را برای ما رقم زد. این در حالی است که هیچکدام از اعضای گروه «ماهبانو» اطلاع نداشتیم که این کلیپها میتواند تا این اندازه به ما آسیب برساند؛ وگرنه حتماً چنین کاری نمیکردیم. بعد از آن، به خاطر مجوز نداشتن این کلیپها و تکخوانی زن، دادگاهی شدیم که در نهایت دادگاه به ما رأی تبرئه داد؛ اما این رأی هم نتوانست در تسهیل فعالیتهای ما تأثیری بگذارد؛ چون گویا هر ارگانی برای خودش قوانین خاصی دارد و رأیی که دادگاه صادر میکند، ربطی به مجوز ارشاد ندارد و به همین خاطر ما همچنان نمیتوانیم فعالیتی داشته باشیم!
  • * یعنی در دادگاه تبرئه شدهاید، اما ارشاد همچنان مجوز اجرا به شما نمیدهد؟
بله، اگرچه ما انتظار داشتیم بعد از رأیی که دادگاه صادر میکند، وضعیت بهتر شود که نشد.
  • * دلیلشان چیست؟
دوستان ارشاد معتقدند که ما بدونمجوز کلیپ ضبط کردهایم و طبیعتاً باید تبعات آن را هم در نظر بگیریم. مشکل اصلی آنها این است که چرا کلیپها غیرقانونی پخش شده و خانمها در آن آرایش دارند. در حالی که ما تمام شنوئات را رعایت کرده و با حجاب کامل بودیم. ما الان متوجه تبعات این ماجرا شدهایم و آن زمان نمیدانستیم که چنین اتفاقاتی ممکن است رخ دهد.
  • * خب اصلاً چرا آن کلیپها را ضبط کردید؟
این کلیپها تنها برای تبلیغ کنسرت بانوان بود و اشتباه ما این بود که آن را روی یوتیوب گذاشته بودیم؛ البته این کاری است که تقریباً خیلی از هنرمندان انجام میدهند، اما متأسفانه به شبکههای ماهوارهای راه یافت. ما بارها توضیح دادیم که این اتفاق بدون اجازه و حتی اطلاع ما رخ داده است. اعضای گروه، خودشان هم از این اتفاقات بسیار ناراضی بودند؛ اما کار به جایی رسیده بود که متأسفانه از کنترل ما خارج شده بود.
  • * اما مسئولان ارشاد میگویند که این کلیپها از چنان کیفیتی برخوردار است که نمیتواند بدون اجازهی صاحب اثر پخش شده باشد.
ما بارها به این ابهام پاسخ دادهایم. درست است که ما این کلیپها را روی یوتیوب گذاشتهایم، اما دلمان نمیخواست شبکههای ماهوارهای از آن استفاده کنند.
  • * الان دقیقاً مشکل کجاست؟ حجاب شما یا پخش کلیپ از شبکههای ماهوارهای؟
ظاهراً همه این مسائل در کنار هم مطرح است؛ اما مهمترین مسأله همان پخش این آثار از شبکههای ماهوارهای است که البته ما به آنها نامه هم زدهایم و گفتهایم که پخش آنها را متوقف کنند که متأسفانه به آن توجهی نکردند. البته من در جریان نیستم که همچنان پخش میشود یا نه. به هر حال من و تمام افراد گروه از این اتفاق بسیار ناراحت هستیم. من به کشورم علاقهی بسیاری دارم و میخواهم در همین جا فعالیت کنم. به هر حال کار کردن و کنسرت گذاشتن در خارج از کشور کار چندان سختی نیست؛ اما من هیچوقت نخواستهام مهاجرت کنم. تمام هدفم این بوده و هست که در کشور خودم بخوانم و از اینکه به این شکل ممنوعالفعالیت هستم، واقعاً برایم ناراحتکننده است. کنسرتهای تالار وحدت را از نزدیک میبینم و از اینکه نمیتوانم روی صحنه -حتی به عنوان همخوان- حضور داشته باشم، رنج میکشم. شرایط به گونهای است که حتی همخوان بودن هم برای من لذتبخش است. با همهی اینها نمیتوانم این مسأله را نادیده بگیرم که پخش آن کلیپها بر اساس قوانین کشور نبود. هرچند تأکید میکنم بعد از گذاشتن این آثار در یوتیوب، اتفاقاتی رخ داد که از دست ما خارج شد و دیگر تا این حد ممنوعالفعالیتی برای کسی که پیش از آن با مجوز روی صحنه بوده، خیلی سختگیرانه است.
  • * این مسأله، پیامدهای دیگری نیز به همراه داشت و فعالیت بانوان را محدودتر کرد.
من این را قبول ندارم. متأسفانه جامعهی موسیقی چندان با هم همدل نیستند. فرض کنیم که من قدم اشتباهی برداشتهام؛ اما اگر کنسرت دیگران یک بار لغو میشود، من ماهها ممنوعالفعالیت بودهام و حتی اجازهی تدریس هم ندارم. من یک اشتباهی کردم و کاری برخلاف قوانین کشور انجام دادم، اما شاید انتظار همراهی و همدلی بیشتری از همکارانام -بهخصوص همکاران خانم- داشتم. ضمن اینکه خیلیهای دیگر هم به خاطر شایعاتی که برایشان درست شد، موجسواری کردند؛ اما من هیچوقت کسی را قضاوت نمیکنم. این را هم فراموش نکنید که قبل از پخش کلیپهای ما، اتفاقاتی در حوزهی موسیقی بانوان رخ داده بود که وضعیت را پیچیدهتر کرد.
  • * بله مثل جریان آلبومی که میگفتند با مجوز ارشاد شامل تکخوانی زن است و خالقان اثر هم به این شایعات دامن زدند.
اینها سیاستهای کاری برخی از هنرمندان است که گاهی از آن به عنوان حربهای برای دیده شدن استفاده میکنند. من به هنرمند خاصی اشاره نمیکنم؛ اما خود من آگاه نبودم که این مسأله میتواند این اندازه مشکل و دردسر برای من به وجود بیاورد.
  • * «ماهبانو» چند سالی است که فعالیت میکند و چرا تا پخش این کلیپها ما فعالیتی از آن ندیده بودیم؟
در واقع میخواستیم با ضبط این کلیپها، کنسرتهای بانوان را آغاز کنیم؛ اما همانطور که گفتم، بعد از آن اتفاقاتی افتاد که از دست همه خارج شد. به قول یکی از دوستان حراست ارشاد، فرقی نمیکند که اثر از چه شبکهای پخش شود. به خصوص اینکه این شبکهها موسیقیهای خاصی پخش میکنند و شاید درست نباشد که موسیقی ایرانی که معرف فرهنگ ماست، در کنار آن قرار گیرد.
  • * اما به عنوان یک خوانندهی زن، حتماً از اینکه اینهمه شنیده شدید، خوشحال بودید.
من حقیقتاً اصلاً نمیدانستم که این کلیپها ممکن است این اندازه شنیده شود؛ اما وقتی این اتفاق رخ داد، به هر حال من خوشحال شدم و این مسألهای نیست که بتوانم کتمان کنم. آرزوی هر هنرمندی است که کارش دیده و شنیده شود؛ اما قیمتی که برای آن پرداختم، بسیار زیاد بود و حالا حتی اجازهی همخوانی هم ندارم.
  • * مسألهای که در این میان کاملاً مشهود است، کنار کشیدن هنرمندان مرد از موضعگیری در قبال این اتفاق است. مثلاً آهنگسازان و اهالی موسیقی در تمام این سالها حتی حاضر نشدند یک قطعه رایگان به خوانندگان زن بدهند تا ناچار نباشند مدام قطعات تکراری بخوانند؛ در این مدت هم که بسیاری از هنرمندان ممنوعالفعالیت شدند، سکوت عجیبی از طرف هنرمندان وجود داشت.
همانطور که گفتم، به نظر میرسد همدلی در جامعهی موسیقی کم است. همه حرف میزنند و کمتر عمل میکنند. البته استاد علیزاده در این میان نقش فعالتری داشتهاند و علی قمصری هم تلاش کرد تا در آلبوم «سخنی نیست» به عنوان همخوان فعالیت کنم. به هر ترتیب وضعیت خیلی پیچیده شده است. مثلاً اینکه من در کاری حضور داشتم و تا روز برگزاری کنسرت، در تمام تمرینات شرکت کردم؛ اما به من اجازهی روی صحنه رفتن ندادند و کسی از اعضای گروه اعتراضی نکرد.
  • * متوجه این ماجرا شده بودند و اعتراضی نکردند؟
بله، همه میدانستند. دیگر همخوانان که دوستان من بودند، تمام تلاششان را کردند تا من را آرام کنند، اما دیگر دوستان هیچ فعالیتی نکردند. به هر حال هر کس به فکر فعالیتهای خودش است.
  • * وقتی ما رادیو و تلویزیونی که به موسیقی بپردازد نداریم و پخش اثر از شبکههای ماهوارهای هم ممنوع است، راه چاره برای یک موزیسین چیست؟
اگر مقداری در صدور مجوزها راحتتر عمل کنند، بخش مهمی از مشکل حل میشود. لااقل خوب است برای همخوانیها همکاری بیشتری انجام شود. من شهروند این کشور هستم و به قوانین آن احترام میگذارم، اما ای کاش برای فعالیتهای در چارچوب قانون تسهیلات بیشتری در نظر گرفته شود.
  • * اما شاید همخوانی برای یک هنرمند نتواند چندان ارضاکننده باشد.
بههرحال قانون کشور و تمام اندیشهی من این است که معرفیکننده قوانین و فرهنگ کشورم باشم و به همین خاطر، باید به همخوانی بسنده کنم. قضیه بسیار ساده است و تنها راه آن این است که در چارچوب همین قوانین فعالیت کنیم.
  • * مسأله البته تنها این موضوع نبود و شایعات دیگری هم دربارهی شما وجود داشت.
بله، بعد از پخش کلیپها یکسری تهمتها به من زده شد.
  • * به نظر میرسد شما از تمام گروه بیشتر اذیت شدید. درست است؟
بله، حتی بعد از رأی دادگاه هم من و استاد درخشانی همچنان ممنوعالخروج بودیم. اینها مهم نیست، من خطایی انجام دادم و تاوان آن را پرداختم. مسألهی آزاردهنده در این میان تهدیدهایی بود که انجام میشد و من نمیدانستم از کجا نشأت میگیرد. من حتی از تعدادی از این سایتها شکایت کردم؛ سایتهایی که با بیرحمی تمام علیه من شایعهسازی کردند و گفتند که من در خارج از کشور کشف حجاب کردهام! چرا باید چنین کاری بکنم؟ من باید اگر حرفی دارم، از طریق هنرم بزنم. یا گفتند در بزرگداشت خوانندهی لسآنجلسی برنامه اجرا کردهایم! در حالی که پیش از اینکه کلیپها پخش شود، ما با تهیهکننده لندن برای کنسرت قرارداد بسته بودیم و اگر میخواستیم برنامه را لغو کنیم، باید خسارت زیادی پرداخت میکردیم؛ بنابراین کنسرت را بدون تبلیغات برگزار کردیم. اجرای مختصر و جمعوجوری هم بود؛ اما بعد از برگشت یک عکس از پیچ شخصی یکی از دوستان لو رفت و همین مسأله بهانهای شد تا برخی از سایتها بیشترین هجمه را به من وارد کنند: از کشف حجاب تا رابطههای آزاد و...

فکر میکردم وزارت ارشاد حتماً آگاه است که اینها شایعاتی هستند که به اشتباه به من نسبت داده میشوند؛ به خصوص اینکه فیلم کنسرت هم وجود دارد. من از آن زمان تا کنون، هیچ حرفی در این خصوص نزدم، چون فکر میکردم شرایط بدتر خواهد شد؛ اما شاید باید واکنش نشان میدادم. اگرچه به اندازهای درگیر بودم که طبیعتاً نمیتوانستم تصمیم درستی بگیرم. تنها به پلیس فتا رفتم و شکایت کردم. آنها هم خیلی انسانی با ما برخورد کردند و تنها جایی بود که در نهایت ادب و احترام شأن ما رعایت شد.

  • * و در این میان از تدریس هم محروم شدید.
بله، میگویند چون برخلاف قوانین کشور قدمهایی برداشتهام، از هرگونه فعالیت فرهنگی و هنری منع شدهام!
  • * مگر زندگی شما از این طریق تأمین نمیشود؟
بله، در نشستی هم که با مسئولان حراست داشتم، گفتم تنها محل درآمد من همین است؛ اما گویا قانون اینطور ایجاب میکند. من به قانون -حتی به قانون تنبیهی- احترام میگذارم؛ اما یک سال و نیم دیگر زمان زیادی است. به خصوص اینکه من به خطایی که کردهام، پی بردهام.
  • * این مسائل ناامید یا دلآزردهتان نکرد؟ اینکه مثلاً به مهاجرت فکر کنید.
من هیچوقت در زندگیام ناامید نشدهام. وقتی قدم در این راه گذاشتم، با تمام مشکلات آن آگاه بودم و با همهی اینها همیشه امیدوارم، چون در چند نشست اخیر، صحبتهایی مطرح شد که دلگرمی زیادی به من داد که بالاخره مشکل من هم حل خواهد شد. در این مدت هم حتی برای لحظهای به مهاجرت فکر نکردهام، چون عاشق کشورم هستم و زندگی و فعالیت در اینجا را بسیار دوست دارم.

- - , .

سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما...

ما را در سایت سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 196 تاريخ: چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت: 20:52

موسیقی ما - بعضی سکانسها بیهیچ دلیلی در ذهن بیننده میمانند. نفوذ و عمق دیالوگها به کنار، ولی موسیقی و ترانه برای من اصلیترین دلیل ماندگاری یک اثر تصویری است.

با هم این سکانس را بیهیچ مقدمهای مرور میکنیم:

- بیخودی هوس کردم فردا عصر برم پولا رو پس بدم.
- که دختره خوشش بیاد؟
- نه ننه! میخوام هفتاد سال سیاه کسی خوشش نیاد. برعکس میخوام همه بدشون بیاد. این منم که میباس خوشم بیاد.
- ای ننه! بذار لااقل ما یکی روسفید بشیم.
- اگه روسفیدی اینه، قربون روسیاهی بابات برم.
- ای بابا. نور به قبرت بباره. چقدر دلش میخواست رئیس انجمن خانه و مدرسه ما بشه. یادم نمیره بهش قول دادن که سال دیگه حتماً رئیس انجمن خانه و مدرسه میشی. اما خدا بیامرزتت. سال دیگه اصلاً منو مدرسه راه ندادن!
- حالا چهطور شده نصفهشبی مجتهد شدی؟
- نمیدونم. همینجوری بیخودی هوس کردم یه جور کلکم کنده شه. به عباس قراضه بگین... رضا موتوری... مُرد...

کات و بلافاصله کلوزآپ رضا موتوری با دنیایی از ویرانی و تنهایی روی موتور و صدایی که میخواند: «با صدای بیصدا/ مث یه کوه بلند/ مث یه خواب کوتا/ یه مرد بود یه مرد/ با دستای فقیر/ با چشمای محروم/ با پاهای خسته/ یه مرد بود یه مرد...»

***


حتماً شما هم بدون سرچ اینترنتی این بخش از فیلم «رضا موتوری» در ذهنتان مانده و جزو نوستالژیهای سینماییتان شده است. سکانسی که برای خیلیها، تصویری از جامعه روز ایرانی بود و سردرگمیهایی که گاه و بیگاه سراغ آدمها میآمد تا در اوج اندوه و ویرانی، رگ غیرتی بیرون بزند و همه پلهای پشت سر خراب شود.

مثالهای زیاد دیگری هم هست که هر کدام به تنهایی میتوانند رابطه ماندگاری یک سکانس با موسیقی را نمایان کند. از ضجههای علی سنتوری گرفته تا «یار دبستانی» و «لالهزار»، «جمعه» و کلی نمونه و مثال دیگر که هر کدام به تنهایی توانایی استناد برای این موضوع را در خود داشته و دارند.

برای این بحث به سراغ امیر پوریا و نیما حسنینسب (دو روزنامهنگار و منتقد سینما) رفتیم و از رابطه تصویر و صدا و تأثیرات متقابل هر کدام از این حوزهها بر یکدیگر پرسیدیم. گفتگوها به صورت مجزا انجام شده و برای ارتباط بهتر با مخاطب کنار هم آورده شدهاند.

***

  • * در ابتدا میخواهم درباره تأثیر موسیقی و ترانه در بیشتر دیده شدن یک فیلم یا سریال حرف بزنیم. آیا این که ترانه و موسیقی میتواند در بیشتر و بهتر دیده شدن یک فیلم و سریال تأثیر بگذارد، اصولاً نگاه منطقی و درستی میتواند باشد؟
امیر پوریا: سمت و سوی سؤال شما قطعاً به جهت نگاه تخصصی سایت «موسیقی ما» به اتفاقات موسیقایی است؛ ولی به نظر من به شکلی ناجوانمردانه در حال تأکید روی این موضوع است که موسیقی و ترانه هدفشان این است که فیلم یا سریالی بهتر دیده شود. من اعتقاد دارم که اصلاً اینطور نیست و هدف آنها بهطور طبیعی این است که تأثیر موقعیت، سکانس یا لحظه، تعقیب و گریز یا کُنشی که در درام قصه در حال شکل گرفتن است و تماشاگران با آن مواجه شدهاند را بیشتر کند. حالا اینکه در درازمدت و به مرور زمان، این موسیقی بتواند یک موج و تأثیر اجتماعی و فرهنگی را در پی داشته باشد و مردم به خاطر آن موسیقی به سمت فیلمی بروند و به تماشای آن بنشینند، بحث دیگری است و در واقع به نظر من این موضوع یک دستاورد جانبی میتواند باشد.
  • * در نگاه جهانی چطور؟
امیر پوریا: سینمای جهان هم شامل این توضیحی که دادی میشود. در هیچ جای دنیا هم اینطور نبوده و نیست ولی بعضاً یک موسیقی خوب توانسته به پیگیری و ترغیب یک تماشاگر سینما برای دیدن یک فیلم منجر شود.

نیما حسنینسب: در سینمای ایران هرگز هیچ قطعه موسیقیای باعث بهتر دیده شدن یک فیلم یا سریال نشده است. ممکن است یک فیلم باعث رونق یک خواننده یا یک قطعه شده باشد و کارش دیده شده باشد، اما برعکساش خیلی اتفاق نیفتاده است. یعنی شاید بتوان گفت که ما خوانندهی تا این حد معروف و محبوبی نداریم که بتوانیم بگوییم که با خواندن یک ترانه یا حتی بازی کردن در یک فیلم بتواند باعث رونق آن فیلم یا سریال شود. کما اینکه در دو دهه اخیر بسیاری از چهرههای موسیقی و خوانندهها از قبیل شادمهر عقیلی در اوج محبوبیتشان به سمت سینما آمده و فیلم هم بازی کردهاند و آن فیلمها حتی پرفروش هم نشدهاند.
  • * این موضوع درباره سینمای قبل از انقلاب هم صدق میکند؟
نیما حسنینسب: قبل از انقلاب هم همینطور. بسیاری از ستارههای موسیقی وارد حوزه سینما شدند و چندان اتفاق عجیبی نیفتاد. این موضوع یکطرفه نیست و ستارههای سینمایی که وارد حوزه موسیقی و خوانندگی شدهاند هم چندان اتفاق خاصی برایشان نیفتاد و نکته اینجا است که به نظر من مخاطبان هر دو حوزه، آدمها و آرتیستها را در لاین و حوزه کاری اصلیشان دوست دارند و محبوبیت آنها را در همان حوزه پیگیری میکنند. بابت هنر اصلی و حوزه اصلی پول میپردازند و از آنها استقبال میکنند. برای همین خوانندههایی که کنسرتشان خیلی پرفروش است، ممکن است فیلمشان اصلاً فروش نداشته باشد و برعکس، بازیگرانی که فیلمهای پرفروشی دارند، ممکن است از کنسرتهایشان آنچنان استقبالی نشود.

امیر پوریا: نمونههای زیادی در این زمینه وجود دارد. حتی در بسیاری از مواقع، موسیقی و ترانه یک فیلم تبدیل به یک نماد اجتماعی شده و در یک جامعه، به عنوان سمبل یک حرکت اجتماعی یا فرهنگی شناخته میشود. خیلیها را میبینیم که اصلاً نمیدانند فلان موسیقی مال چه کسی بوده ولی آن را بهواسطه فیلمی میشناسند و به مرور وارد زندگی مردم شده است. مثل این جمله «رضا کیانیان» که می گوید مکتب «کوبیسم» نهتنها از پابلو پیکاسو (مبدعاش)، بلکه از تمام تاریخِ نقاشی مشهورتر شده است! چون مثلاً مردم در یک روستا مبلی را میخرند که طرحی هنری دارد و میگویند این مبل، مبل «کوبیسمی» است! در نتیجه، در مورد موسیقی و رابطهاش با فیلم و تصویر هم این موضوع هم وجود دارد.
  • * برای این بحث میتوانید یک مثال بزنید؟
امیر پوریا: بسیاری از مردم جهان قطعه معروف «بنگ بنگ» را به عنوان اثری متعلق به نانسی سیناترا میشناسند، به دلیل شهرتی که این قطعه با فیلم «کیل بیل» تارانتینیو پیدا کرد. اما کمتر کسی میداند که این قطعه سالها قبل از فیلم تارانتینو، توسط خانم «شِر» خوانده شده است. میخواهم از همه این توضیحات به این جمله برسم که یک قطعه بهواسطه حضورش در یک فیلم، از سرمنشأ خود مشهورتر شده است. گمان نمیکنم در مراحل تولید و صداگذاری، موسیقی جزو مطلوبهای یک کارگردان باشد. یعنی هیچ کارگردانی هرگز دوست ندارد برای سریال خودش رقیبی بتراشد که بعدها از خود فیلم مشهورتر شود.
  • * اگر قرار باشد سه فیلم برتر تاریخ سینمای ایران به انتخاب خودتان معرفی کنید که موسیقی و صدای خواننده در آن بیشتر در ذهنتان مانده باشد، از چه فیلمهایی نام میبرید؟
نیما حسنینسب: این سؤال در حوزه تلویزیون و سینما دو نگاه مختلف را میتواند در پی داشته باشد؛ ولی اگر قرار باشد انتخابهای خودم را درباره بهترین آثار موسیقی در حوزه تصویر -اعم از سینما و تلویزیون- بگویم، بدونشک نخستین انتخاب من و مهمترین آن، «سنتوی» است و محسن چاوشی. در مورد بعدی میتوانم به رضا یزدانی و آثاری که برای فیلمهای مسعود کیمیایی خوانده اشاره کنم و اثر «لالهزار» که یکی از مواردی است که کاملاً رابطه با سینما، باعث رونق آثار یک موزیسین و خواننده شد. در مورد رابطه چاوشی و مهرجویی و البته رضا یزدانی و کیمیایی قطعاً میتوان تمام صحبتهایی که عنوان کردم را به صورت مصداقی بررسی کرد. گزینه آخر من هم اثر همایون شجریان برای «آرایش غلیظ» است که به نظرم اتفاق جالبی بود.
  • * امیر پوریا چهطور؟
امیر پوریا: در موقعیتی که این گفتگو با من انجام میشود، قطعاً نمیتوانم با لفظ «برترین» یا «بهترین» انتخابی داشته باشم. بهترینها در این حوزه با نوستالژی، خاطرات و درونیات و ذهنیت قبلی آدمها معنی پیدا میکند و در نتیجه، قطعاً سلیقهای است. انتخابهایی که من به آنها اشاره میکنم، قطعاً انتخابهایی نیستند که موسیقی آن فیلم از خود فیلم مشهورتر باشد. اعتقاد دارم در این انتخابها سهم جهان آن فیلم مشخص ایرانی، بدون درک ترانه و موسیقیاش ممکن نیست.
  • * پس انتخابهایت با تعریفهایی که داشتی، کدام فیلمها را شامل میشود؟
امیر پوریا: قطعاً انتخاب اول من «رضا موتوری» است. ترکیب مسعود کیمیایی، اسفندیار منفردزاده و فرهاد مهراد. فیلم «کندو» مرحوم فریدون گله که اساساً بدونِ درکِ ترانهی انتهایی فیلم، اصلاً موضوع فیلم قابلدرک نیست. انتخاب سوم من هم که مفهوم واقعی آن فیلم بهطور کامل، فراتر از داستان معمول عاشقانهاش است و با ترانهاش تعریف و تفهیم میشود، فیلم «محاکمه در خیابان» مسعود کیمیایی است. با ترانه یغما گلرویی و صدای رضا یزدانی.
  • * در خصوص سریال «شهرزاد» که این روزها در شبکه نمایش خانگی و حتی جامعه ایران تکاپویی را به وجود آورده، در کنار فیلمنامه، کارگردانی، بازیهای قوی و... نقش موسیقی و ترانههایی که «محسن چاوشی» برای این سریال خوانده را در فراگیری «شهرزاد» تا چه حد مؤثر میدانید؟
امیر پوریا: شاید هنوز زود باشد که بخواهیم درباره «شهرزاد» نظر دهیم. البته که اعتقاد دارم ساختار کلی در این سریال به خوبی تعریف شده و قطعاً ارتباط بیشتر و بهتری هم با مخاطباش برقرار خواهد کرد. یکی از خوبیهای این سریال این است که گرههای درام آن خیلی زود شکل گرفت و از همان اول مخاطب را درگیر خودش کرد.

نیما حسنینسب: من محسن چاوشی را خیلی دیرتر از طرفدارها و دوستداراناش کشف کردم. این موضوع را یک بار نوشتم که بهخاطر سینهچاکی طرفداراناش، در مواقعی حتی میشد که نسبت به او دافعه پیدا میکردم؛ اما به هر حال بعد از اینکه آثارش را به دقت رصد کردم و شنیدم، به نظرم آمد که آثار درجه یکی دارد و البته نه تمام آثارش، ولی کار خوب زیاد دارد و نکته مهم روند رو به رشد و پیشرفت قابل توجه محسن چاوشی است. او در دوره کنونی به چهرهای قابل اعتماد تبدیل شده که هر اثری با صدای او منتشر میشود را میتوان با خیال راحت گوش کرد و آثارش از یک حد استاندار مشخصی پایینتر نمیآید.
  • * نگفتید که آیا به نظر شما ترانههای محسن چاوشی روی اثرگذاری و بیشتر دیده شدن «شهرزاد» تأثیری داشتهاند یا نه.
امیر پوریا: برای اینکه ببینیم نسبت بین ترانههای چاوشی و «شهرزاد» چگونه است، باید کمی منتظر باشیم تا زمان بگذرد. اما طبق صحبتهایی که با «حسن فتحی» در زمان تولید این سریال و نگارش فیلمنامهاش داشتم و شناخت کلی که از نگاه او دارم، این ترانه قصد دارد بار ملودرام و رمانتیک قصه را به طرز اغراقآمیزی به تنهایی به دوش بکشد. اگر قرار باشد سادهتر بگویم، آن میزان حسرت و ویرانیِ منِ راویِ عاشق که در این ترانه جاری است، در خود سریال نیست. در نتیجه، این ترانه قرار است برای مخاطب لقمه بگیرد تا ببیند این سریال درباره این آه و ناله عاشقانه خودویرانگرانه چه میگوید.

نیما حسنینسب: آثاری که چاوشی برای سریال «شهرزاد» خوانده، قطعاً آثاری خوب و قابلتوجهی است که عوامل سریال هم بازاریابی و استفاده خوبی از نام چاوشی کردهاند. شاید این جزو معدود مواردی است که اعتبار و شهرت و صدای یک خواننده خاص و کمکار توانسته در مطرح شدن یک پروژه تصویری کمک کند؛ اما باز هم تأکید میکنم که فروش یک سریال قطعاً تنها متأثر از یک ترانه نیست. موسیقی و ترانههای هر سریالی ممکن است در شروع، یک ویترین خوب برای آن باشند. اما در ادامه، کیفیت آن اثر است که میتواند تداوم مسیر یا ریزش مخاطب را در پی داشته باشد. قطعاً با تکیه بر صدای محسن چاوشی نمیشود سیدی «شهرزاد» را به کسی قالب کرد؛ اما برای شروع خوب است و در ادامه این خود سریال است که باید بتواند مخاطب را با خودش بکشاند. کما اینکه «شهرزاد» به نظر من این توفیق را داشته و ترانههایی هم که چاوشی برای این سریال خوانده، جزو آثار خوب و شنیدنی او بوده و رابطه نسبتاً درستی بین این مجموعه تصویری و موسیقی برقرار است که توانسته به بهتر دیده شدن آن کمک کند و امیدوارم در ادامه خراباش نکنند.
  • * و حرف آخر در این بحث چیست؟
امیر پوریا: آه و ناله عاشقانهی خودویرانگرانه در حجم عمدهای از آثار محسن چاوشی وجود دارد و اساساً عنصر ناله -که متأسفانه شرایط فرهنگی و نوع نگاه حسرت به دلی در یک عاشق- را مخاطب شدیداً میپسندد و ما یک عقبگرد سنگینی داشتهایم. یعنی مثلاً اگر در دهه پنجاه برخی ترانههای خیلی مهم توأم با حسرت بودهاند، در کنار این حسرتها -که بعضاً جنبههای عاشقانه داشت- جنبههای اجتماعی، تقدیری و فردی هم داشت و حسرتهای عمیقتری بودند.

در این ترانه و مثلاً در بخش «عزیزم کجایی، دقیقاً کجایی» یک نوع در زَروَرق ارائه دادنِ دغدغههای متعصبانهی چک کردنِ مدامِ مناسباتِ عاشقانه حس میشود که آدمها میخواهند لحظه به لحظه از طرفشان بپرسند الان کجا است و چه میکند؟ لوکیشن بده، کی بهت زنگ زد و...! این موضوع نامناسبی برای شرایط این دوره زمانی ما است که این بیماری چک کردن مداوم، مترادف با عشق دانسته میشود. با وجودی که ترانه از یک حسرت سخن میگوید و موقعیتی که ترسیم میکند، موقعیت چک کردن نیست. ولی عبارت «دقیقاً کجایی» آب به آسیاب این نوع نگاه میریزد که خیلی هم این روزها رایج شده است.

نیما حسنینسب: امیدوارم چاوشی به تکرار و افراط نیفتد و دیگران هم فکر نکنند که هر سریالی با صدای محسن چاوشی میتواند برایشان جواب بدهد. هرچند اعتقاد دارم محسن چاوشی باهوشتر از این است که به این راحتی دم به تله این بازیها و تکرارها بدهد.

- - , .

سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما...

ما را در سایت سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 205 تاريخ: چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت: 20:52

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

کنسرت مهدی یراحی در شهرهای «کرج» و «شاهینشهر» - دی 1394

- - , .

سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما...

ما را در سایت سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 196 تاريخ: چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت: 15:38

موسیقی ما- خواننده آلبوم «کاش نمیرفتی» پس از انتشار قطعه جدید و برگزاری کنسرت تهرانش، توضیحاتی را ارائه کرد.

به گزارش «موسیقی ما»، محمد قلیپور پس از کنسرت تهران و انتشار قطعه جدیدش «صدام بزن» در گفتگو با سایت «موسیقی ما» توضیح داد: «قطعه «صدام بزن» از قطعاتی بود که در کنسرت تهران هم آنرا اجرا کردیم و ترانه سرای این اثر سرکار خانم رضایی نیا هستند و آهنگسازی و تنظیم آنرا محمد پورجعفری بر عهده داشتهاند. این قطعه با یک فضای شاد و اکتیو با اقبال خوبی رو به رو شد و در اجرای کنسرت هم استقبال خوبی داشتند.»

این خواننده در توضیحو اکنش ها به کنسرت تهرانش نیز گفت: «من همان جور که به خودم قول داده بودم که یک کنسرت خوب داشته باشیم، احساس می کنم بازخوردهای مثبت این اتفاق انرژی من را برای ادامه این مسیر بیشتر کرده است. من در هر دو سانس بازخوردهای خوبی دیدم و مردمی که آنجا بودند انرژی خوبی به من دادند و همین باعث شد عزم من برای ادامه این مسیر بیشتر و بیشتر شود و مخاطبان بیشتری را با خودم همراه کنم و کارهای بهتری ارائه بدهم.»

قلیپور در انتهای صحبت هایش درباره برنامه های آینده خود نیز توضیح داد: «در حال برنامه ریزی برای کنسرت های شهرستان هستیم. برای بهمن ماه امسال در لاهیجان و قزوین به اجرای برنامه خواهیم پرداخت. بهار امسال هم در تهران کنسرت دوم را اجرا خواهیم کرد.»
سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما...

ما را در سایت سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 217 تاريخ: چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت: 15:38

سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما...

ما را در سایت سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 214 تاريخ: چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت: 15:38

این موزیک ویدئو با عاشقانهای از سعدی، قصه یک عشق آشنا در سرزمینهای شرقی میان دختر و پسر جوانی است که در همسایگی هم زندگی میکنند و نقطه ثقل آشنایی، فراق و وصال آن دو موسیقی است؛ هنری که تجربهی دشوار عشق ورزیدن را آسانتر میکند.
موزیک ویدئو «از سرزمینهای شرقی» به کارگردانی سارا طبیبزاده در سال 2015 در فستیوالهای مختلفِ کشورهای ایتالیا، فرانسه، سوئد، آرژانتین، برزیل و ... نمایش داده شده که تاکنون موفق به دریافت جوایز زیادی از جمله بهترین انیمیشن فستیوال سینماتوگرافی (ایتالیا)، Acorto Film Festival، Croq animation festival و ... شده است.
در ادامه میتوانید ویدئو کلیپ «از سرزمین های شرقی» با حضور امید نعمتی (خواننده)، مهیار طهماسبی (ویولنسل)، روزبه اسفندارمز (کلارینت)، داریوش آذر (کنترباس)، حسامالدین محمدیانپور (بنسوری)، فراز عقیلی (پیانو) و به تهیهکنندگی احسان رسولاف را از سایت «موسیقی ما» ببینید.

- - , .

سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما...

ما را در سایت سایت خبری - تحلیلی موسیقی ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: خنجی بازدید: 202 تاريخ: سه شنبه 29 دی 1394 ساعت: 23:45

صفحه بندی